منوی اصلی
Linux warez Download,Software,Ebook, Graphic,,|مرجع دنلود وآموزشهای تخصصی گرافیک و برنامه نویسی
  • Master سه شنبه 3 شهریور 1388 06:35 ب.ظ نظرات ()

    رتبه 186 ایران!

    سرعت

    در عصر ارتباطات و درحالی که کابینه برخی دولت ها به دلیل عقب ماندن از پیشرفت روزافزون تکنولوژی ارتباطی استیضاح می شوند، ما ایرانیان که ادعای برتری علمی وفن آوری درحداقل خاورمیانه را داریم در بین تمام کشورهای جهان رتبه 186 را درسرعت دسترسی به اینترنت کسب نموده‌ایم.

    به گزارش خبرنگار "تابناک"، براساس گزارش وب سایت جهانی Speedtest.net ایران در سرعت دسترسی کاربران به اینترنت در رده های پس از کشورهای همچون افغانستان و عراق قرار دارد. در این بررسی رتبه ایران از لحاظ سرعت دانلود 186 و از لحاظ بارگذاری 176 در جهان است.

    بنابر این گزارش، درکشور ما بیشترین سرمایه گذاری در این بخش توسط بخش خصوصی انجام شده و در حدود 250 میلیارد تومان توسط شرکتهای Pap وIsp و Isdp و به تازگی شرکتهای wimax و همچنین درحدود 6000 نفر از جوانان متخصص ما در این شرکتها مشغول کار هستند که به زودی به خیل عظیم بیکاران خواهند پیوست و تصمیمات مدیریتی غلط، ایشان را بیکار و سرمایه گذاری بخش خصوصی را بر باد خواهد داد.

    این تعداد نیروی انسانی و این حجم سرمایه گذاری بخش خصوصی در خاورمیانه و بیشتر کشورها بی نظیر است ولی با این حال اکثر قریب به اتفاق مشترکان اینترنت از وضعیت اینترنت خود ناراضی بوده و دائما در حال جابجایی از این شرکت به شرکت دیگر می باشند تا بتوانند این آب باریکه خود را افزایش دهند و این امر در شهرستانهای کشور نیز بسیار مشهود است.

     شرکتهای ارائه دهنده اینترنت تنها عامل رتبه اسفناک ایران در دسترسی به اینترنت را شرکتهای مخابرات می دانند

    در حالی که شرکت های فعال در بخش اینترنت از سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی مجوز دریافت کرده و بر اساس آن اقدام به سرمایه گذاری نموده اند و با تبلیغات رقابتی استفاده از سرویس های اینترنت پرسرعت در بین مردم ایران رواج پیدا کرده و نیاز مردم به این فنآوری روز دنیا بیشتر شده و اکنون که شرکت های ارئه دهنده اینترنت پر سرعت به سودآوری نزدیک شده اند، به ناگاه براساس یک مصوبه به شرکتهای مخابرات استانی اجازه داده شده که به واگذاری مستقیم اینترنت پرسرعت بپردازند و این امر موجب بیکاری و نابودی بخش خصوصی خواهد شد، چرا که هر چقدر هم شرکت های خصوصی رقیب مخابرات در ارائه اینترنت پرسرعت قویتر هم باشند با این حال نمی توانند غولی همچون مخابرات ایران را از میدان خارج کنند و عملا شرکت های خصوصی با نابودی و ضررهای بسیار مواجه خواهند شد.

    رتبه

    این رقابت ها و عرض اندام مخابرات برای ورود به صحنه رقابت در حالی است که شرکتهای ارائه دهنده اینترنت تنها عامل رتبه اسفناک ایران در دسترسی به اینترنت را شرکتهای مخابرات می دانند و به نظر می رسد حق با ایشان است. این مسئله زمانی بغرنج تر میشود که بدانیم عملا ریاست جمهوری ایران بدون داشتنی سر ارزنی اطلاع در زمینه فناوری اطلاعات دستور کاهش ارائه پهنای باند به مردم عادی را در سال 85 دادند! که انشا الله در مقاله بعدی به این مطلب نیز خواهیم پرداخت .!

    امید است ریاست محرم جمهوری دست از خوسری ها برداشته و تصمیمات و حرکات منسوب به پادشاهان و درباریان قرون وسطایی را به کناری گذاشته و کار را به کاردان های این عرضه به متخصصان این عرصه واگزارد تا بلکه این گونه سبب پیشرفت هر چه سریعتر این مملکت و مردمانش را بجای پسرفت پی در پی موجب شود.


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master چهارشنبه 21 مرداد 1388 07:38 ق.ظ نظرات ()

    بعد از دستور مقام معظم رهبری مبنی بر تعطیلی بازداشتگاه کهریزک، نام افراد زیادی به عنوان متهمان برخوردهای غیرانسانی صورت گرفته با بازداشت‌شدگان از سوی اصولگرایان و برخی رسانه‌ها مطرح شد، امروز اما علی مطهری در بطن جوابیه ناقص منتشر شده در روزنامه کیهان برای نخستین بار از فرمانده نیروی مقاومت بسیج به دلیل ضعف مدیریتی‌اش در زمان بحران به عنوان تازه‌ترین متهم حوادث تلخ بعد از انتخابات نام برد. به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل جوابیه علی مطهری خطاب به حسین شریعتمداری بدین شرح است:
    در شماره پنجشنبه 15/5/88 روزنامه کیهان مقاله‌ای تحت عنوان «آقای علی مطهری بخواند» به نام آقای محمد امینی درج شده بود که چون شامل توجیه شرعی و ایدئولوژیک ظلم‌هایی است که در حوادث بعد از انتخابات از طرف نیروهای امنیتی کشور بر مردم روا داشته شد، سکوت درباره آن را جایز ندیدم و البته از اهانت‌هایی که به شخص اینجانب شده بود در می‌گذرم و پاسخ را خطاب به جناب آقای شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان می‌نویسم از آن جهت که با شناختی که از روزنامه کیهان دارم، می‌دانم که این گونه امور در این روزنامه به حکم ماهیت امنیتی آن به شکل پروژه دیده می‌شود که مثلا بناست فلان شخصیت یا فعال سیاسی را خراب کنیم و البته در این راه معمولا هدف وسیله را توجیه می‌کند و هم از آن جهت که سطرسطر این گونه مقالات بلکه همه مقالات سیاسی و اجتماعی که در کیهان درج می‌شود، باید مطابق میل جناب شریعتمداری باشد.
    از نظر نگارنده اساسا کیهان اعتقادی به آزادی بیان ندارد و به خاطر کتمان حقایق و بی تفاوتی نسبت به ناراستی‌های حکومت، آن هم به بهانه حفظ نظام، از دوستان نادان و البته خیرخواه انقلاب اسلامی به شمار می‌رود و دوستیهای آن با انقلاب و ولایت فقیه از قبیل دوستی‌های خاله خرسه است که معمولا ضرر آن از نفع آن، دافعه آن از جاذبه آن و دشمن سازی آن از دوست سازی آن بیشتر است.
    برای نمونه، آیا در روزهای اخیر، کیهان به طور جدی درباره قتل ناجوانمردانه چند جوان در بازداشتگاه‌ها و لزوم معرفی و مجازات عاملان آن خبر یا مطلبی درج کرده است؟ هرچند برای پاسخ به نظرات اینجانب مجبور شده است اشاره ای به این موضوع بکند. همین مقدار هم نسبت به کیهان قابل تقدیر است، شاید هم از دست آقای شریعتمداری در رفته است.
    از همین جا پاسخ اینجانب به این پرسش که چرا برخی مقاله‌هایم در روزنامه اعتماد ملی و مانند آن چاپ می‌شود روشن می‌شود و آن این است که اساسا کیهان و برخی روزنامه‌های دیگری که خود را اصولگرا نامیده‌اند، مقالات امثال اینجانب را که به دردهای جامعه می‌پردازد و با مذاق توجیه‌گر آنها سازگار نیست درج نمی‌کنند، چنان که کیهان بارها مقالات اینجانب را پس فرستاده است. زبان حال کیهان این است که ما مقالات شما را چاپ نمی‌کنیم، شما هم حق ندارید به روزنامه‌های دیگر بدهید و اگر دادید ما در ستون «کیهان و خوانندگان» از قول مردم! انتقاد می‌کنیم.
    اما درباره مقاله مذکور، نویسنده محترم استدلال خود را بر چند پایه قرار داده است: اول این که همان طور که علی ـ علیه السلام ـ «حق مطلق» و معاویه «باطل مطلق» بود، در ماجرای اخیر نیز یک طرف حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است. بطلان این سخن آشکار است. دو طرف ماجرای اخیر حق و باطل را ممزوج کرده اند؛ گرچه کفه حق در یک طرف و کفه باطل در طرف دیگر برکفه مقابلش می‌چربد. حمایت ولی فقیه از یک طرف این ماجرا دلیل بر این نیست که آن طرف حق مطلق است و طرف دیگر باطل مطلق. مثلا همان طور که آقای موسوی با اصرار بر مسأله تقلب، مردم را تشویق به حضور در خیابان‌ها کرد و زمینه آشوب‌ها را فراهم نمود، آقای احمدی نژاد نیز با نحوه خاص مناظره خود با آقای موسوی و اتهام زنی به افراد غایب در آن جلسه، آغازکننده این ماجرا و عامل اصلی پدید آمدن فضای احساسی و هیجانی و تنگ شدن فضای عقل و تدبیر و زمینه‌ساز آشوب‌ها به شکل دیگر بود.
    پایه دوم استدلال نویسنده محترم این است که در چنین میدانی که یک طرف، حق مطلق و طرف دیگر باطل مطلق است، اهل حق از هر وسیله می‌توانند استفاده کنند و هر ظلمی در حق اهل باطل رواست. اگر جوانی را که برای تماشای تجمعی آمده یا در آن تجمع شرکت کرده و حداکثر شعار داده، گرفتند و به بازداشتگاه کهریزک بردند و پس از دو هفته جنازه او را در حالی که آثار ضرب و شتم روی آن باقی است و فک او را شکسته‌اند، تحویل خانواده‌اش دادند؛ خانواده‌ای که در این دو هفته از هر گونه اطلاع رسانی درباره فرزندش محروم بوده، مسأله مهمی نیست، بلکه حقش بوده چون اهل باطل بوده است!
    پایه سوم استدلال نویسنده آن مقاله این است که مسئولیت وارد آمدن صدمه جسمی و حتی قتل این گونه افراد به عهده رهبران گروه باطل است که اینها را به میدان آورده‌اند؛ گرچه اهل حق از بدترین روش‌های غیرمجاز استفاده کرده باشند. سخن معاویه در جنگ صفین که پس از شهادت عمار یاسر و سخت شدن کار بر او (چون پیامبر (ص) درباره عمار فرموده بود تو را گروه سرکش خواهند کشت) گفت، عمار را علی کشت که او را به این جنگ آورد. این سخن از نظر نویسنده آن مقاله در صورتی که معاویه اهل حق بود و علی ـ علیه السلام ـ اهل باطل. درست بود، مهم این است که در گروه اهل حقیم یا اهل باطل.
    بطلان این مطلب نیز بدیهی و آشکار است. اساسا اهل حق یا باطل بودن در این مسأله دخالتی ندارد، سخن در این است که عمار یاسر مستقیم به دست چه گروهی کشته شد، لشکر معاویه یا لشکر علی؟ در ماجرای امروز ما نیز سخن در این است که افرادی مانند محسن روح الامینی و محمد کامرانی که در اثر رفتار خشونت بار در بازداشتگاهها به قتل رسیده اند مستقیما توسط چه گروهی شکنجه و کشته شده اند و این ظلم بزرگ متوجه کدام گروه است؟ اگر این افراد به تشویق آقای موسوی به خیابان آمده باشند، در واقع آقای موسوی اینها را سالم به بازداشتگاه تحویل داده است، چرا خانواده آنها باید جنازه شان را تحویل بگیرند؟! اگر توجیهات نویسنده مقاله را بپذیریم، اصلا مردم در هیچ مسأله‌ای حق اعتراض ندارند و اگر اعتراض کنند می‌توان با آنها به هر نحوی برخورد کرد و حتی آنها را کشت زیرا آنها اهل باطلند و ما اهل حق!
    ممکن است گفته شود در یک بحران اجتماعی این گونه حوادث که به دست مأموران خاطی پدید می‌آید، طبیعی است. در پاسخ می‌گوییم: بله، ما هم قبول داریم که گاهی به دست مأموران خودسر چنین حوادثی پدید می‌آید، همچنان که در جریان فتح مکه به دست مسلمین، پیامبر اکرم (ص) اصرار داشتند که این کار بدون درگیری و خونریزی انجام شود اما خالد بن ولید، یکی از فرماندهان سپاه اسلام، در گوشه‌ای از مکه به خاطر دشمنی‌های شخصی یک درگیری ایجاد کرد و هشت نفر را کشت، اما مهم این است که پس از چنین حوادثی وظیفه ما چیست؟
    آیا باید مانند روزنامه کیهان به بهانه حفظ نظام این حوادث را کتمان کنیم که گویی اتفاقی نیفتاده است، یا باید مانند پیغمبر اسلام عذر تقصیر به درگاه خدا ببریم و از این کار تبری بجوییم و خسارات وارده به مردم را جبران کرده و مجرم را مجازات کنیم، همچنان که رهبر گرانقدر انقلاب اسلامی فرمودند کسانی به نام رهبری وارد کوی دانشگاه شدند و کارهایی کردند که دل انسان را خون می‌کند و در جای دیگر دستور تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و مانند آن و به تازگی دستور حمایت از آسیب دیدگان و مجازات آسیب زنندگان را صادر نمودند.
    اما متأسفانه مسئولان مربوط، این دستورات را جدی نمی‌گیرند، زیرا تفکرشان مانند نویسنده مقاله کیهان این است که با معترضین به روند انتخابات اخیر چون اهل باطلند، هر گونه‌ای که بخواهیم می‌توان رفتار کرد و دستورات رهبری صوری است، در حالی که همان طور که رهبر انقلاب خوب تشخیص داده‌اند، تنها راه فروکش کردن این بحران این است که مقصران دو طرف ماجرا مجازات شوند. لذا علاوه بر رسیدگی به اتهامات محرکان این حوادث، باید مأموران و فرماندهانی که مرتکب این فجایع شده‌اند با نام و نام خانوادگی و عکس در صدا و سیما و روزنامه‌ها معرفی شوند و مجازات آنها که از سوی دادگاه تعیین می‌شود اعلام گردد و ترتیبی اتخاذ شود که مردم مطمئن شوند که این مجازات‌ها انجام می‌شود نه مانند داستان قتل‌های زنجیره‌ای و قتل زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب که معلوم نشد کار قاتلان و خاطیان به کجا انجامید.
    نکته دیگر اینکه نویسنده مقاله کیهان به اینجانب اعتراض کرده است که چرا به شهادت 9 تن از بسیجی‌ها و مظلومیت آنها توجه ندارید. پاسخ این است که رذالت آن گروه اندک که اعتراض آرام را تبدیل به اغتشاش کردند و به اموال عمومی آسیب رساندند و بسیجیان نورانی ما را به شهادت رساندند، امری بدیهی است و مورد اختلاف نیست. به علاوه این بسیجیان شهید که اکنون ما در پرتو فداکاری آنها و همرزمانشان در آسایشیم و مقاله می‌نویسیم و خانواده‌های آنها، حامی و پشتیبانی به نام نظام جمهوری اسلامی دارند و نیازی به حمایت امثال بنده ندارند.
    ما از مقتولان و مظلومانی سخن می‌گوییم که حامی ندارند و عده‌ای می‌خواهند قتل و ظلم به آنها را به نام حفظ نظام و اهل باطل بودن توجیه کنند. اینجاست که سکوت جایز نیست و سخن علی ـ علیه السلام ـ به یاد می‌آید که وقتی به اوخبر رسید که لشکر معاویه به شهر انبار تعرض کرده و خلخالی را از پای یک زن یهودی و اهل ذمَه که تحت حمایت حکومت اسلامی است بیرون آورده‌اند فرمود: اگر یک مسلمان پس از شنیدن این واقعه از غصه بمیرد، از نظر من مورد ملامت نیست. اگر ما شیعه علی هستیم چگونه می‌توانیم درباره جنایات اخیر ساکت بمانیم؟! اگر از غصه بمیریم مورد ملامت نیستیم.
    از اینها گذشته، ما می‌توانستیم این بحران را به گونه‌ای مدیریت کنیم که بسیاری از این شهادت‌ها و قتل‌ها و آسیب‌ها اتفاق نیفتد. می‌توانستیم آن هیجان عظیم معترضان را که به دنبال تبلیغات انتخاباتی و خصوصا مناظرات نامناسب و گاه ناجوانمردانه به اوج خود رسیده بود، با دادن چند مجوز تجمع و ادامه مناظرات درباره روند انتخابات در صدا و سیما به تدریج فرو بنشانیم و با مردم عادی که مسأله‌دار و دچار شبهه شده بودند و واقعا فکر می‌کردند که در انتخابات تقلب شده با احترام برخورد کنیم، آنگاه می‌دیدیم که مهار این بحران به دلیل رشد اجتماعی و هوش بالای مردم ما کار چندان مشکلی هم نبوده است.
    شما به سکوت در برابر به خاک افتادن «بسیجی» معترضید، ولی ما علاوه بر آن، به بر خاک افکندن «بسیج» به خاطر رو در رو قرار دادن آن با مردم عادی معترضیم.
    به خاطر داریم که چند سال پیش در سالگرد حادثه 18 تیر در حوالی دانشگاه تهران و کوی دانشگاه به مدت پنج شب گروهی از مردم در خیابان‌ها شعار می‌دادند و خودروها بوق می‌زدند و تجمعاتی برپا بود، اما در این پنج شب حتی یک قطره خون از بینی کسی نیامد، زیرا مدیریت آن بحران به عهده فرد عاقلی به نام قالیباف فرمانده وقت نیروی انتظامی بود. اما وقتی ما مدیریت بحران اخیر را به دست افرادی مانند طائب می‌دهیم که با باتوم بیشتر مأنوس است تا فکر و عقل و تدبیر، نتیجه همین خواهد بود. اگر مدیریت انتظامی این بحران به دست افراد عاقل و باتدبیری چون سرداران قالیباف، طلایی، صفوی و علائی بود آنگاه درمی‌یافتیم که مدیریت بحران یعنی چه.
    نکته آخر اینکه نویسنده مقاله کیهان اینجانب را به پیروی از روش شهید آیت‌الله مطهری توصیه کرده است. این توصیه ناشی از شناخت ناقص ایشان از آن متفکر شهید است. آن بزرگوار در همان دو ماهی که پس از پیروزی انقلاب در قید حیات بود روی این گونه مسائل بسیار حساس بود. به خاطر دارم زمانی که سران رژیم گذشته را محاکمه و مجازات می‌کردند ایشان به عنوان نزدیکترین یار امام خمینی (ره) و رئیس شورای انقلاب، با آقای خلخالی تماس گرفتند و او را مورد عتاب قرار دادند که چرا با بازداشت شدگان بدرفتاری شده است و ما حق هیچ گونه تعرضی به آنها را نداریم، مجازات آنها همان است که دادگاه تعیین می‌کند.
    به هر حال، در شرایط حساس امروز همه باید تلاش کنیم کشور را به سوی آرامش و کار و تلاش و تولید سوق دهیم.
    کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می‌دهم:
    «از خونریزى بپرهیز، و از خون ناحق پروا كن، كه هیچ چیز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزدیك و مجازات را بزرگ نمى‏كند و نابودى نعمت‏ها را سرعت نمى‏بخشد و زوال حكومت را نزدیك نمى‏گرداند، و روز قیامت خداى سبحان قبل از رسیدگى اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاى ناحق ریخته شده داورى خواهد كرد، پس با ریختن خونى حرام، حكومت خود را تقویت مكن، زیرا خون ناحق، پایه‏هاى حكومت را سست مى‏كند و بنیاد آن را بركنده به دیگرى منتقل می‌سازد»
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master شنبه 17 مرداد 1388 11:43 ب.ظ نظرات ()

    آقای شهردار این تصاویر را دیده اید؟

    در خبرها آمده بود که شهردار محترم تهران مبلغ 3 میلیارد تومان را برای بازسازی لبنان اختصاص دادن.
    آقای شهردار این تصاویر را قبلا دیده اید؟
    تصاویر کودکانی که بخاطر آتش سوزی در مدرسه و به خاطر نبود بخاری گازی و امکانات گرمایشی مناسب به این شکل افتادن ...
    آیا ما کم حافظه شده ایم؟ آیا جناب شهردار یادی از این عزیزان کرده اند؟
    آیا کمک به مردم روستایی و به دور از امکانات مملکت خودمون از بذل بخشش برای کشورهای دیگه واجب تر نیست؟
    و خیلی پرسش های بی پاسخ دیگه ...





    ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده

    ثمانه عظیمی دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی مدرسه روستایی از توابع شیراز

    رضا حقیقی دانش آموز حادثه دیده


    دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده
    نظافت دستان نرگس حیدری دانش آموز حادثه دیده بر اثر آتش سوزی بخاری نفت سوز توسط مادر




    نرگس برای عکاس نمی‌خندد

    برق نگاه معصومشان ‌با قاب‌های چوبی در دست که در آن ‌چهره‌هایی متفاوت از تصویر فعلی‌اشان را نشان‌ می‌داد، آتش به دلمان زد.
    عمق نگاه نافذشان شرمسارمان کرد که چرا نباید یک بخاری استاندارد در کلاسشان می‌بود، و انگشت‌های ذوب شده‌ نرگس در کنار کتاب فارسی کلاس سوم ما را ناخودآگاه به یاد حسنک کجایی، تصمیم کبری، روباه و خروس و ده‌ها درس خاطره‌انگیز دیگر این دوره انداخت.
    نمی‌دانیم وقتی به درس پترس فداکار می‌رسند، چه تصویری از انگشت پترس در ذهنشان شکل خواهد گرفت و حتی نمی‌دانیم آیا به خاطر گرمی مشعل دهقان فداکار، او را دوست می‌دارند.
    دخترکان و پسرکانی با قاب‌های بزرگ در دست که حسرت و رنج در چشمانشان موج می‌زند، بچه‌هایی که رنگ نداشته دیوار خانه‌اشان حکایت از جیب خالی والدینشان برای هزینه‌های سرسام‌آور درمان دارد و نمی‌دانیم چرا تا به امروز گره‌های چروک چهره‌‌هایشان که قرار بود ترمیم شوند، هنوز باز نشده است و این پرسش که آیا در میان سیل پزشکان این مرز و بوم کسی حاضر است با ظرافت انگشتانش مرهمی برای صورتکان این بچه‌ها باشد، ما را به خود مشغول کرده است.
    نرگس در روستایشان می‌ماند، به دنبال مرغ خانه‌اشان می‌دود تا شاید با سر و صدای مرغ و خروس‌های خانه بتواند اندکی خود را تخلیه کند.
    نرگس در کنار دیگر بچه‌های قربانی غفلت ما در کنار بچه‌های روستا برای گرفتن یک عکس حاضر می‌شود اما او برای عکاس نمی‌خندد.
    نرگس دفتر مشقش را باز می‌کند، به زحمت و با کمک دست دیگر مداد سیاه را در دست می‌گیرد و در سطر اول می‌نویسد: ای کاش کلاسمان آتش نمی‌گرفت

    پ.ن : خیلی از دوستان عنوان داشتن که میخوان به هر شکل ممکن به این عزیزان کمک کنند من اطلاعات کاملی ندارم از این عزیزان اما شاید اطلاعات زیر به کمک تون بیاد:
    این کودکان ساکن روستای درودزن مرودشت از توابع شیراز و استان فارس هستند
    خبرگزاری فارس تا حدودی پی گیر این قضیه بوده که آقای فرامرز میر احمدی خبرنگار فارس این تصاویر رو تهیه کردن
    امیل تماس با خبرگزاری فارس Info@farsnews.ir

    لینک های مرتبط
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609120495
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130176
    http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8609130145
    http://www.farsnews.com/imgrep.php?nn=8609120590

    --------------------
    فقط میتونم بگم مسئولان کشور! ریس جمهوری که ادعای مردمی بودن میکنی! سردمدارانی که ادعای اسلامی بودن میکنید! چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! پیش خدا و بعد حضرت ولی عصر امام زمان مسئولید! به همون خدایی که بالا سر همه ماست می سپرمتون! ...

    اللهم عجل لولیک الفرج
    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master چهارشنبه 7 مرداد 1388 04:36 ب.ظ نظرات ()

    اعضای محترم  سرویس وبلاگ نویسی میهن بلاگ

     

    با سلام

    ضمن تبریک سالروز تولد حضرت علی ابن ابیطالب (ع)  به همه کاربران محترم  میهن بلاگ توجه ایشان را به متن ذیل جلب می نماید.

     نظر به امکان عدم اطلاع و توجه برخی از اعضا ، بویژه جوان ترها از اهمیت دستورات مقامات قضایی و متن قانون جرایم رایانه ای، که ظرف چند روز گذشته به تصویب نهایی رسیده است به اطلاع می رساند وفق مواد 32 و 33 قانون مزبور کلیه ارائه دهندگان خدمات دسترسی (ICP – ISP ) و خدمات میزبانی ( سایتها – سرویس های وبلاگ نویسی  و ..) مکلفند طبق دستور صادره  مراجع قضایی ، اطلاعات کاربران از جمله IP  آنها را به مقامات و ضابطین قضایی تسلیم نمایند.



    از اینرو با عنایت به متن قانون مزبور که اینجا قابل مطالعه است و بویژه توجه به جرائم و مجازاتهای مندرج در آن قانون و وظایف قانونی ارائه دهنگان خدمات دسترسی و خدمات میزبانی لازم است کاربران و افراد فعال در دنیای مجازی از بارگزاری ، تولید و نشر محتویات غیر قانونی خودداری نمایند. بدیهی است مسئولیت کیفری  و عواقب اخلاقی و قانونی این امور بعهده مرتکب بوده و سرویس میهن بلاگ  مسئولیت قانونی و اخلاقی نخواهند داشت.




     یاداوری می نماید ، این موضوع شامل تمام وب سایتهای ایرانی می شود و سایت lمیهن بلاگ هم یکی از صد ها سایت ایرانی بوده و تیم مدیریت محتوی میهن بلاگ  برای صیانت از فضای مطلوب در حد توان کما کان   کنترلهای لازم را معمول داشته  و از اعضای محترم تقاضا می شود همچون گذشته ما را در حذف مطالب خارج از چارچوب یا حذف کاربرانی که قصد آلوده کردن فضای مجازی را دارند ، یاری رسانند.




    نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن         

            ور نه  چون  بنگری  از  دایره  بیرون  باشی



                                                                                               

                                                                                                                                         مدیر مسئول
    آخرین ویرایش: سه شنبه 6 مرداد 1388 06:29 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • Master چهارشنبه 20 خرداد 1388 06:39 ق.ظ نظرات ()
    بسیار مهم .
    خطر هک شدن بلاگ های میهن بلاگ .

    این مطلب رو بخونید و برای تمامی وبلاگ داران میهن بلاگ بفرستید .

    اخیرا یک سری افراد سودجو و بی پدر مادر سعی در فریب صاحبان وبلاگ ها دارند بطوری که با فرستادن متنی مثل متن زیر که در اون عنوان میکنند که شما برنده بلاگ برتر شدید و یا در بین بیست بلاگ برتر قرار گرفتید و برنده یک دامین مجانی شدید . که در اون پسورد و یوزر نیم شما رو درخواست کردند.بصورت زیر

    میهن بلاگ :


    شما جزو نفرات برنده مسابقه 20 وبلاگ برتر هفته شدین

    جایزه شما 2 عدد دامین هست یک دامین .com و یک دامین .IR هست که کاملا رایگان به شما تعلق میگیرد




    و شما باید مراحل زیر را دنبال بفرمایید :


    1.ابتدا به ایمیل ادرس اپراتور میهن بلاگ یک ایمیل با این محتویات بفرستید :

    domin.mihanblog@gmail.com

    - ادرس وبلاگ

    - مشخص کنید جزو کدام گروه از برنده گان مسابقات میهن بلاگ هستین (20 وبلاگ برتر هفته)

    - مشخصات کامل خودتون :

    اسم
    فامیل
    شماره تماس
    ایمیل ادرس


    و سپس :

    - مشخصات کامل وبلاگ :

    اسم وبلاگ
    نام کاربری وبلاگ
    پسورد وبلاگ



    لطفا هرچه زودتر مراحل فوق رو دنبال بفرمایید ((حداقل ظرف 24 ساعت اینده)) تا پوینت ما برای دامین ها تمام نشود و دامین فورا تعلق گیرد




    باتشکر گروه وبلاگ دهی میهن بلاگ




    domin.mihanblog@gmail.com

    Mihanblog.com


    با توجه به بخشهایی که با رنگ قرمز مشخص شده این دزدها سعی در دزدیدن پسورد و یوزر نیم شما دارند .
    دلایل تقلبی بودن این مطلب :
    1.میهن بلاگ به هیچ عنوان از Gmail استفاده نمیکنه برای چنین منظور هایی . خود میهن بلاگ اگر بخواهد با کسی ارتباط برقرار کند با ایمیل Admin@mihanblog.com ارتباط برقرار میکند.

    2.برای دادن اینگونه جایزه به هیچ عنوان به پسورد ویا یوزر نیم نیازی نیست! و ادمینهای میهن بلاگ تحت هیچ شرایطی تکرار میکنم تحت هیچ شرایطی پسورد و یوزرنیم کاربران رو درخواست نمیکنند.

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master چهارشنبه 20 خرداد 1388 06:35 ق.ظ نظرات ()
    نامه مهم هاشمی رفسنجانی به رهبرمعظم انقلاب درباره ماجراهای اخیر

    عصرایران - هاشمی رفسنجانی در خصوص مباحث اخیر انتخاباتی نامه مهمی به حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی ارسال کرد.

    دفتر هاشمی رفسنجانی در توضیح این نامه آورده است:
    از آنجایی که طی روزهای اخیر موج اعتراض های مردمی از اقصی نقاط کشور برای علت عدم پاسخ به این دروغ سازی ها افزایش یافته و به خاطر اینکه موج سواران بیش از این با احساسات پاک و صادقانه مردم بازی نکنند، آیت الله هاشمی رفسنجانی تصمیم گرفته اند پاسخ به اتهامات رئیس جمهور را به مقام معظم رهبری و از طریق معظم له به مردم شریف ایران بدهند تا حداقل تاریخ انقلاب اسلامی در آینده های دور این تجربه تاریخی را در اختیار نسل های متمادی ایران عزیز قرار دهد که نگذارند پدیده زشت، دروغ، افترا و تهمت در این کشور نهادینه شود.

    متن کامل نامه بدین ‌شرح است:

    بسم‌الله الرحمن الرحیم

    مقام معظم رهبری آیت‌الله خامنه‌ای زیده عزّه

    متأسفانه اظهارات عاری از حقیقت و غیرمسئولانه آقای احمدی‌نژاد در جریان مناظره با مهندس موسوی و مقدمه‌چینی‌های قبل و حوادث بعد از آن، خاطرات تلخ اظهارات و اقدامات منافقان و گروهک‌‌های ضدانقلاب در سالهای اول بعد از پیروزی انقلاب و نیز تهمت‌زدن‌ها در انتخابات ۸۴ و انتخابات مجلس ششم ولجن‌‌پراکنی‌های باند پالیزدار که در دادگاه محکوم شده را به نمایش گذاشت و از آنجا که بخشی از این اظهارات قبلاً در رسانه‌های دولتی و آتش تهیه آن در سخنرانی مشهد مقدس مطرح شده، ادعای اینکه مطالب او تحت تأثیر فضای مناظره گفته شده و فاقد برنامه‌ریزی قبلی است، پذیرفتنی نیست و گویا برای تحت‌الشعاع قرادادن گزارشهای مستند و مکرر دیوان محاسبات در خصوص مفقودالاثر بودن یک میلیارد دلار و ارتکاب چند هزار تخلّف در اجرای بودجه‌ها می‌باشد و شاید هم رقیب اصلی خود را افتخارات ربع قرن انقلاب اسلامی می‌داند.

    دهها میلیون نفر در داخل و خارج ناظر دروغ‌پردازیها و خلافگویی‌هایی بودند که برخلاف شرع و قانون و اخلاق و انصاف، افتخارات نظام اسلامی‌مان را نشانه گرفته بود.

    زیر سئوال بردن تصمیمات بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و تلاشهای امام راحل و مردم مسلمان و متعهد و روحانیت عظیم‌القدر که در نیم قرن گذشته با مجاهدت‌های خویش توانستند بنای باشکوه نظام اسلامی را ایجاد و مستقر و بالنده کنند، از این بدتر نمی‌شد. دوران مشعشعی که خود شما پشت سر امام(ره) در قامت مجاهد پیشتاز، رئیس‌جمهور و نهایتاً رهبری نظام نقش و مسئولیت‌های ممتازی بعهده داشته‌اید.

    نقطه قابل توجه دراین تهمت‌ها این است که غیرمستقیم، مقام ولایت در زمان رهبری امام راحل و جناب‌عالی که هادی دولت‌ها بوده‌اید و با اظهارات صریح، مدیریت‌ها را مورد تأیید و تحسین قرارداده‌اید، نشانه گرفته است.

    بعد از جریان شوم ۱۴ اسفندماه ۱۳۵۹ با ارشاد امام و بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، شهید مظلوم دکتر بهشتی و جناب‌عالی و اینجانب که در شعارهای مردمی به عنوان «سه یاور خمینی» شناخته شده بودیم، با همراهی نیروهای انقلابی و بخصوص نمایندگان متعهد مجلس اول و حزب جمهوری اسلامی توانستیم در جهت زدودن غبارهای ابهامات و سم‌پاشی‌ها اقدامات مؤثری انجام دهیم و امام راحل درد آشنا با تشکیل گروه حقیقت‌یاب و داور، بخشی از حقایق را آشکار ‌کردند. نتایج آن، آگاهی بیشتر مردم و رسوایی فتنه‌گران و در نهایت نجات کشور از خطری بود که دشمنان استکباری و ضد انقلاب طراحی کرده بودند.

    البته اینجانب قصد ندارم که دولت موجود را مثل دولت بنی‌صدر معرفی کنم و یا سرنوشتی شبیه آن دولت را برای این دولت بخواهم، بلکه مقصود این است که باید مانع گرفتار شدن کشور به سرنوشت آن روزگار شد.

    اینجانب برای پرهیز از آلوده‌شدن فضای سیاسی کشور در آستانه انتخابات به تشنجات بیشتر، از عکس‌العمل فوری که مورد انتظار ملت است، خودداری کردم.

    در مراسم بزرگداشت سالگرد امام(ره) به آقای احمدی‌نژاد گفتم که در اظهارات او خلاف‌گویی‌‌های فراوانی وجود داشته و ادعای کذب تماس تلفنی من با یکی از سران عرب و ادعای کارگردانی مبارزات انتخاباتی رقبا و اتهامات ناروا به جمعی از بزرگان نظام، از جمله جناب آقای ناطق نوری و فرزندان من و بدتر از همه زیرسئوال بردن اقدامات امام راحل را یادآوری و پیشنهاد کردم با صراحت اتهام‌های نادرست را پس بگیرد که نیازی به اقدامات قانونی افراد و خانواده‌هایی که ناجوانمردانه و مظلومانه هدف تیرهای ناسزاگویی قرار گرفته‌اند، نباشد.

    از صدا و سیما هم خواسته شد که فرصتی در اختیار طرفهای ذیحق براساس مقررات سازمان قرار دهد که از خود دفاع نمایند. گرچه در گذشته به بخشی از این اتهامات پاسخ داده شده و رئیس قوه قضاییه وقت جناب آقای یزدی در پایان کار ریاست جمهوری اینجانب، در عمل به اصل ۱۴۲ قانون اساسی رسماً اعلام پاکی و منزّه بودن خانواده رئیس‌جمهور و حتی کم‌شدن دارایی‌ها در دوران مسئولیت را نمودند، ولی تکرار اتهام تکرار جواب را می‌طلبد.

    مع‌الاسف، این دو پیشنهاد خیرخواهانه عملاً پذیرفته نشده و رهبر معظم هم صلاح را در سکوت‌شان دیدند و بی‌شک جامعه و بخصوص نسل جوان نیازمند اطلاع از حقیقت است. حقیقتی که با اعتبار نظام و همدلی ملت ارتباط جدّی دارد و اگر محدود به حق چند نفر بود؛اقدام به نوشتن چنین نامه ای نمی کردم.

    معتقدم جناب‌عالی بخوبی می‌دانید که اینجانب و بسیاری از بزرگان تأثیرگذار انقلاب و حتی خود جناب‌عالی از دوران مبارزه و سالهای اول انقلاب و در تعدادی از مقاطع مورد تهاجم افراد لاابالی و ضدانقلاب بوده‌ایم و همیشه صبورانه تهمت‌ها و اهانت‌ها را پشت سر گذاشته‌ایم و در دور جدید تهمت‌ها و هجمه‌ها هم از حدود پنج سال پیش تاکنون دندان روی جگر دارم و بخاطر خداوند و مصالح انقلاب و کشور اندوه خویش را مکتوم می‌د‌ارم و از این جهت هم مورد گلایه بسیاری از دلسوزان اسلام و انقلاب و بستگانم قرار می‌گیرم ومهم این است که اینبار این تهمت ها توسط رئیس جمهور و در رسانه ملی مطرح شده است. البته در موقع مناسب انحرافات و حق‌کشی‌های ناگفته انتخابات و اعمال دولت نهم در اختیار مردم و تاریخ قرار خواهد گرفت،

    تاریخ گواه است که اکثریت مردم متعهد و انقلابی مان کمتر تحت تأثیر خلاف‌گوئیها قرار می‌گیرند و دلیل آن آراء افتخارآمیز مردم به اینجانب در آخرین انتخابات مجلس خبرگان رهبری است و نیز خوب می‌دانید که در جریان انتخابات جاری، تاکنون به خاطر مسئولیت های رسمی ام در رسانه ها مطلبی به نفع یا ضرر افراد و جریانهای درگیر در انتخابات نگفته‌ام و در موارد ضروری به کلیاتی مبتنی بر حضور حداکثری مردم در پای صندوقها و سلامت انتخابات اکتفا کرده‌ام و رسماً گفته‌ام برنامه شرکت در انتخابات ندارم.

    چهار نامزد موجود برای آمدن به صحنه با اطلاع از نظر و سیاست اینجانب از من نظر نخواسته‌اند و بعد از نامزدی هم از اینجانب درخواست حمایت نکرده‌اند و اگر هم در جلساتی بهم رسیده باشیم، چیزی جز همان کلیات فوق‌الذکر را از من نشنیده‌اند و اگر حزب یا گروهی در مورد جهت‌گیری در انتخابات نظر خواسته‌اند، گفته‌ام براساس آیین‌نامه خود عمل کنند و حقیقتاً آنها با تصمیم‌خودشان و همکارانشان در صحنه‌اند و عمل می‌کنند و انصافاً تهمت دست‌نشانده بودن آنان ستم و بی‌حرمتی غیرقابل توجیه است.

    بجاست که به این حقیقت هم توجه شود که احتمالاً عوامل دولت از نظر اینجانب مطلعند که من ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و کشور نمی‌دانم و خود جناب‌عالی هم از این نظر من مطلعید و دلایل آن را هم می‌دانید. ولی این نظر را رسانه‌‌ای نکرده‌ام و خود عوامل دولت در این مورد بزرگ‌نمایی کرده‌اند که هدف بزرگ‌نمایی در آن مناظره روشن شد.

    با اینهمه بر فرض اینکه اینجانب صبورانه به مشی گذشته ادامه دهم، بی‌شک بخشی از مردم و احزاب و جریانها این وضع را بیش از این بر نمی‌تابند و آتش‌فشانهایی که از درون سینه‌های سوزان تغذیه می‌شوند، در جامعه شکل خواهد گرفت که نمونه‌های آن را در اجتماعات انتخاباتی در میدانها، خیابانها و دانشگاهها مشاهده می‌کنیم.

    اگر نظام نخواهد یا نتواند با پدیده‌های زشت و گناه‌آلودی مثل تهمت ها ؛ دروغ‌ها و خلاف‌گوییهای مطرح شده در آن مناظره برخورد کند و اگر مسئولان اجرای قانون نخواهند و یا نتوانند به تخلّف‌های صریح خلاف قانون در اعلان افراد به عنوان فاسد که فقط بعد از اثبات تخلّف در دادگاه قابل اعلان است، رسیدگی کنند و اگر فردی در موقعیت ریاست جمهوری بدون مراعات ‌شأن منصب مقدسش خود را مجاز به ارتکاب چنین گناهان کبیره و اخلاق‌شکن علیرغم سوگند به مراعات شرع و قانون بداند، چگونه می‌توانیم خود را از پیروان نظام مقدس اسلامی بدانیم؟

    رهبری معظم انقلاب

    اکنون که امام راحل (ره) آن پیر فرزانه و حلّال مشکلات و ملجاء همه و یار صبور و دیرینه هر دوی ما آیت‌الله شهید مظلوم دکتر بهشتی و بسیاری از همسنگران قدیم که یا به فیض عظمای شهادت رسیدند و یا به دیار باقی شتافتند ؛ در بین ما حضور ندارند، شما مانده‌اید و من و معدودی از یاران و همفکران قدیم. از جناب‌عالی با توجه به مقام و مسئولیت و شخصیت‌تان انتظار است برای حل این مشکل و برای رفع فتنه‌های خطرناک و خاموش کردن آتشی که هم اکنون دودش در فضا قابل مشاهده است، هرگونه که صلاح می‌دانید اقدام مؤثری بنمایید و مانع شعله‌ورتر شدن این آتش در جریان انتخابات و پس از آن شوید.

    لذا در فرصت باقی‌مانده ضروری به نظر می‌رسد خواسته حق حضرت‌عالی و مردم در خصوص انجام انتخاباتی سالم و پرابهت و حداکثری تحقق یابد. کاری که می‌تواند عامل نجات کشور از خطر و باعث تحکیم وحدت ملی و اعتماد عمومی باشد و فتنه‌گران نتوانند با حدس و گمان نصّ پیامتان در مشهد و در مرقد امام راحل را با هوس خود تحریف کنند و با نادیده گرفتن قانون، بنزین بر آتش‌افروخته بریزند.

    سر چشمه شاید گرفتن به بیل ، چو پر شد نشاید گرفتن به پیل

    دوست، همراه، و هم سنگر دیروز، امروز و فردایتان

    اکبر هاشمی رفسنجانی

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master سه شنبه 19 خرداد 1388 06:41 ق.ظ نظرات ()

    چرا حفاظت تمام صندوق‌ها برعهده نیروی انتظامی نیست؟/خبر می‌رسد شناسنامه‌های سربازان جمع‌آوری شده است

    قلم - رییس کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی و کروبی در نامه‌ای به دبیر شورای نگهبان از تخلفات گسترده در انتخابات ابراز نگرانی کرده و انجام اقدامات مقتضی را خواستار شدند.

    به گزارش قلم‌نیوز، در این نامه آمده است:

    « حضرت آیت‌الله جنتی

    دبیر محترم شورای نگهبان

    سلام علیکم

    پیرو یادداشت‌های پیشین موارد زیر که می‌تواند زمینه تخلفات آشکار و پنهان را از طرف عناصر مسوول و غیرمسوول فراهم سازد، جهت هرگونه اقدام پیشگیرانه تقدیم می‌شود . این موارد براساس اطلاعاتی است که علی رغم پنهان‌کاری وزارت کشور از ستاد انتخابات به دست آمده است.

    1 ـ شعب اخذ رای 46294 که از این تعداد 14312 عدد آن سیار،12857 روستایی و 1437 شهری است.

    2ـ تعرفه‌های مرحله اول 59600000 می‌باشد که وزارت کشور تعداد تعرفه‌های چاپ شده را 000،000، 57 (پنجاه و هفت میلیون ) اعلام کرده است. اختلاف 2600000 برای چیست و چرا اعلام نمی‌شود!؟

    3ـ تعداد مهرها همانطوری که می‌دانید دو برابر تعداد شعب به‌علاوه 10 درصد مازاد می‌باشد که بدون هیچگونه دستورالعملی ارسال شده است و این کار فوق‌العاده خطرناک و نگران کننده است. در جریان باشید که شعب روستایی و شهرهای کوچک تا 10 صبح کارشان تمام می‌شود و تا عصر بیکار هستند و مهر اضافی و تعرفه‌های فراوان و سوسه‌انگیز است. 

    4ـ براساس اطلاع در سایت وزارت کشور فقط سه نفر مستقر هستند و اهل فن می‌گویند نیازمند نظارت جدی هستند.

    5ـ برخی از صاحبنظران مدعی هستند نظارت جدی در شعب اخذ رای و به‌خصوص در هنگام شمارش آراء و بالاخص در شهرستان تهران، از اهمیت و حساسیت ویژه برخوردار است اما ما معتقدیم اگر قرار باشد تخلف سازماندهی شده‌ای انجام بگیرد ،این کار نه در شعبه و نه در سایت و نه در هنگام شمارش و اخذ رای بلکه در استفاده از تعرفه‌های اضافی و مهرهای اضافی و با استفاده از صندوق‌های اضافی و سیار شدنی است. بخصوص که خبر می‌رسد که شناسنامه‌های سربازان در مراکز نظامی و... جمع آوری شده است.

    6ـ بنا به خبر رسیده است قراردادی به تعداد 4000000 (چهار میلیون ) پیامک بین ستاد انتخابات وزارت کشور و وزارت مخابرات برای روز انتخابات آنهم به صورت محرمانه منعقد شده است که سوال بر انگیز است، چه فرمانی بصورت یکطرفه و به چه کسانی در روز انتخابات قرار است داده شود که مردم نباید بدانند. چرا مثل سابق از طریق صدا و سیما تمام موارد اعلام نمی‌شود. معمولا پیامک از شعب به ستاد انتخابات وزارت کشور برای اعلام اخبار و اطلاعات محرمانه و اعلام اخبار ضروری، منطقی به نظر می‌آید اما پیامک از ستاد انتخاباتی کشور به عوامل اجرائی،در حالی که مرکز صدا و سیمای سراسری در ستاد انتخابات وزارت کشور مستقر هست آیا شبه‌انگیز نیست؟!

    7ـ هفته گذشته، استانداران سراسر کشور در وزارت کشور جلسه محرمانه با وزیر کشور برقرار کردند و هیچکس از محتوای جلسه و موضوع آن خبر ندارد. چه موضوع سری و محرمانه‌ای وجود داشته که فقط باید استانداران و وزیر کشور بداند و از مسوولان وزارت کشور کسی نباید مطلع باشد؟ اینگونه جلسات، فقط در مواقع ضروری و جنگ و در موضوعات فوق‌العاده سری برگزاری می‌گردد . انتخابات موضعی سری و به دور از چشم حتی شورای نگهبان ندارد.

    8ـ  استفاده از استانداران و فرمانداران و ... که در دوره‌های گذشته تخلفاتشان له و علیه برخی کاندیداها به اثبات رسیده است طبق قانون ممنوع است. آیا نباید برای استاندار خراسان رضوی و ... تدبیری بیاندیشید؟

    9ـ طبق اطلاع، اکثر ایرانیان مقیم کانادا در ونکور زندگی می‌کنند ولی وزارت کشور فقط در اوتاوا صندوق انتخابات گذاشته است در حای که فاصله اوتاوا تا ونکور هفت ساعت پرواز است و احتمالا سایر نقاط جهان هم همین وضعیت را دارد .

    10ـ متجاوز از 300 صندوق در کشورهای خارج در نظر گرفته شده است، ستاد انتخاباتی میر حسین موسوی علی رغم تمام تلاشی که از مدت‌ها قبل انجام داده است، نتوانسته است نمایندگان خود را برای صندوق‌های خارج از کشور به وزارت کشور و وزارت خارجه معرفی کند و لذا ممانعت از امکان حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای خارج کشور تخلف قانونی آشکار است.

    11ـ گفته می‌شود حفاظت یک/سوم صندوق‌ها از عهده نیروی انتظامی خارج و به سپاه پاسداران واگذار شده است که خلاف قانون و رویه‌های قبلی است. در این مورد نیز باید کمبود نیرو و با افزایش افراد مامور به نیروی انتظامی و تحت امر مسوولان آن انجام گردد.

    خواهشمند است در موارد فوق نتیجه تصمیم و اقدام مقضی شورای محترم نگهبان را جهت اطمینان کمیته صیانت از آرا مهندس میرحسین موسوی و مهدی کروبی امر به ابلاغ فرمایید.

    سیدعلی اکبر محتشمی‌پور ـ رییس کمیته صیانت آرا میرحسین موسوی

    مرتضی الویری ـ رییس کمیته صیانت آرا مهدی کروبی»

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • Master سه شنبه 19 خرداد 1388 05:25 ق.ظ نظرات ()
    دلیل رأی سبز من

    من در ابتدا می خواستم به آقای احمدی نژاد رأی دهم در حالی که از برخی اقداماتشان ناراضی بودم ولی فکر می کردم از بقیه بهتر است. شاید به دلیل سالم بودن ایشان بود که چنین تصوری به من میداد. ولی حالا می فهمم که اداره دولت فقط به این چیزها نیست.

    در اینجا می خوام دلایل خودم رو برای انتخاب آقای مهندس موسوی به عنوان رییس جمهور آینده کشورم عنوان کنم شاید برای مردم دیگر هم راه گشا و در انتخاب بهتر به آنان و نیز به ایران کمکی کرده باشم.

    در ابتدا عنوان کنم که بیشتر برداشت من از مناظرات بین کاندیداها انجام شد . در حالی که به وضوح مشخص بود که صدا و سیما با دولت است و این مناظرات با هدفی دیگر پیش می رود ولی چندان موفق عمل نکرد. در واقع شئور مردم را دست کم گرفت .

    نقد دولت وقت :

    دکتر احمدی نژاد در تمام مناظرات با استفاده از هوش بالای خود و نیز کمک دستیاران خود از روشی زیرکانه و در عین حال کودکانه و ناجوانمردانه برای خراب کردن روحیه رقیب استفاده کرد .

    به عنوان مثال نشان دادن عکس همسر جناب موسوی و تهمت ناروا به ایشان و یا تهمت و اهانت به آقای هاشمی و خاتمی در حالی که نظام آنان را محکوم نکرده در غیاب ایشان و یا ماجرای 300 میلیون آقای کروبی و هم چنین لفظ اداره دولت در زمان جنگ جناب رضایی ...

    که می توان گفت فقط در برابر آقای کروبی کمی موفق بود.

    اما یک سوال از آقای احمدی نژاد دارم : شما به چه علت نرخ تورم سالیانه که 25 درصد است را در همان شب مناظره با آقای کروبی در کنار بقیه آمارها عنوان نکردی؟؟ در حالی که می دانستی!!

    ولی در عوض نرخ تورم نقطه ای که از 18 خرداد امسال نسبت به 18 خرداد پارسال است را با اسم نرخ تورم عنوان کردی؟؟

    یعنی فقط آماری که به نفع شماست را از بانک مرکزی می گیری؟؟

    چرا وقتی آن شب آقای کروبی گفتند نرخ تورم 25 درصد است شما آن را دروغ خواندی؟؟

    شاید فکر می کردی آقایان مثل خیلی از عوام هر چه شما با زبان شیوا و رسایتان بگویید بدون تحقیق می پذیرند!!

    ولی جالب اینجاست که اکنون عنوان می کنید که نرخ تورم سالیانه 25 درصد است و آن 15 درصد که شما گفتید فقط مربوط به آن روز 18 خرداد بوده!!

    در کجای دنیا از این نرخ تورم یاد می شود جناب دکتر؟؟

    دروغ از این پر رنگ تر؟؟؟؟

    حالا بقیه آمارها بماند ...

    بسیاری از برخوردهای شما در شأن رییس جمهور دولت ایران نبود

    نیشخند کنایه آمیز شما در هنگام سخنرانی رقیب در مناظرات بسیار بی ادبانه بود. این حرکت زشت در شأن یک استاد دانشگاه که باید الگو باشد نبود. چه رسد به رییس یک مملکت اسلامی!

    دروغی دیگر از شما :

    من دوستتون دارم آقای موسوی ولی ...

    چرا دوستشون دارید آقای احمدی نژاد؟؟

    و اما

    این شایعه که جناب رهبر طرفدار آقای احمدی نژاد است بر کدام اساس است؟ در حالی که آقای خامنه ای رای خود را نگفته است؟؟!! باز هم دروغ؟؟؟

    روش های تبلیغاتی جدیدی بنا کرده اید؟؟

    و اما عملکرد شما در دولت

    من با خیلی از سیاست های شما مشکل دارم

    از بی معناترین کارهایتان نامه به رؤسای کشورها و نصیحت پدرانه شما که باعث تمسخر کشور ما شد و هیچ پیامدی هم نداشت. آقای احمدی نژاد اداره کشور مثل اداره کلاس درس و یا اداره خانواده نیست!!

    در ضمن شما که دم از اتمام پروژه های بسیار می زنید ، چرا عنوان نمی کنید بیشتر این پروژه ها از دولت های پیشین آغاز شده بود؟ و در بیشتر آنها حتی تا 90 درصد پروژه انجام شده بود؟ و حتی شما در برخی موارد بسیار دیرتر از زمان پیش بینی شده آن را به پایان رسانید!

    شما که دم از شجاعت می زدید؟ پس چرا جرأت اعتراف ندارید که بپذیرید اشتباه کردید؟!

    در مورد امنیت راه آهن اصفهان- شیراز که شما افتتاح کردید میشود توضیح دهید؟ چرا این پروژه در حالی که به اتمام نرسیده بود به بهره برداری رسید؟ می خواستید نشان دهید کاربزرگی را زودتر به اتمام رسانده اید؟ چرا به خاطر کار تبلیغاتی برای بدست آوردن صندلی قدرت با جان مردم بازی می کنید؟ چرا آقای دکتر؟؟ من جواب می خوام

    چرا تمام اقدامات خوب شما باید در این 6 ماه اخیر انجام می شد؟

    یعنی فقط برای جذب رأی مردم؟؟

    در این 3 سال که کمر مردم در زیر فشارهای وارده به خاطر سیاست های داخلی و خارجی شما در حال شکستن بود چرا اقدامی نکردید؟؟

    من کسی بودم که 4 سال پیش از حامیان شما بودم و به شما رأی دادم. چرا حالا باید پشیمان باشم؟ این بود نتیجه اعتماد به شما؟؟؟

    چرا آمار درصد فلاکت که آقای رضایی به شما نشان داد را رد می کنید؟

    چون خیلی به ضرر شماست؟؟؟ تلخی چشیدن طعمش را در چهره تان دیدم و به حال کشور خود افسوس خوردم که به این فلاکت افتاده است . حرف حقیقت همیشه تلخ است .

    از آنجا که به شخصه اعتقاد دارم مرد خوبی هستید برایتان احترام قائلم و با کسانی که به شما بی ادبی می کنند برخورد می کنم . ولی قبول کنید شما برای این کار ساخته نشده اید جناب دکتر.

    مطمئنم تلاش خودتون را کردید که اشتباه نکنید ولی متأسفانه سیاست شما درست عمل نکرد.

    شاید با فریب اذهان عمومی و افراد افراطی که به روی شما بیشتر تعصب دارند تا روی مملکتشان توانسته باشید رأی برخی مردم عامه را جذب کرده باشید. ولی بدانید همین مردم هم روزی متوجه خواهند شد و مثل امروز من پشیمان می شوند. و من دوست ندارم برای مردی چون شما اوضاع به قدری تنگ شود که دیگر کسی نتواند به سادگی کارهایتان را ببخشد .

    به نظر من آقای احمدی نژاد بازیگر قابل و سخنور قهاریست و به راحتی می تواند با برپا کردن جنگ روانی طرف مقابل را تخریب کند.

    ولی به نظر شما بهتر نیست از استعدادتان در راهی استفاده کنید که با احساس و سرنوشت ملتی بازی نکنید؟؟!!

    ایراد دیگری که به این دولت می گیرم ایجاد گشت ارشاد است

    با این اقدام به وضوح به حریم شخصی دیگران تجاوز می کنند و به خود اجازه هر گونه برخوردی را با جوانان می دهند

    بعد باز هم باید انتظار داشت مردم در انتخابات شرکت کنند؟؟!

    و اما در مورد آقایان کروبی و رضایی فکر نمی کنم مانند آقای موسوی بتوانند اوضاع را سامان ببخشند .

    در کل من بیشتر از آنکه از آقای موسوی حمایت کنم از آقای احمدی نژاد انتقاد می کنم. و بیشتر به خاطر اینکه دوباره این 4 سال ننگین و پرفشار تکرار نشود می خواهم مانع دوباره به قدرت رسیدن ایشان شوم و به نوعی اشتباه 4 سال قبل خود را جبران کنم .

    خواهش من از مردم این است که به جای تعصب کور کورانه نسبت به ایشان کمی به زندگی خود و اوضاع کشور خود در این 4 سال نگاه کنند .

    آیا اینطور نبوده که 3 بار ایران تهدید حمله نظامی شد؟؟

    ایران تا چه اندازه تحریم شد؟؟ چقدر زندگی برای ما سخت شد؟

    تا چه اندازه به مردم دروغ گفته شد؟؟

    تا به کی می خواهند زشت را زیبا جلوه دهند؟؟

    ...............

    در پایان با توجه به قول هایی که مهندس موسوی داده اند و مثل سندی است در دست من که مانع تحقق نیافتن آنها می شود. و نیز شعار کرامت انسانی که با روحیات من سازگاره و با توجه به اینکه ایشان یکبار زمان جنگ کفایت خودشان را نشان داده اند من ترجیح می دهم ایشان سکان مملکت را به عهده بگیرند و تا درصدی یقین دارم موفق خواهند بود .

    به امید پیروزی حق علیه باطل

    www.Prettyminds.blogfa.com

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 4 1 2 3 4
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic