همهى برادران و خواهران عزیز را توصیه میكنم و
دعوت میكنم به رعایت
تقواى الهى و توجه به خداى متعال و دل دادن به رحمت و تفضل الهى در همه
حال. اگر
ما تقواى خدا را پیشه كنیم، اگر در همه حال دل را به خدا متوجه كنیم، حضور
خود در
مقابل ذات مقدس پروردگار را از یاد نبریم - كه معناى حقیقى تقوا همین است -
یقیناً
بركات الهى، رحمت الهى، كمك الهى شامل حال ما خواهد شد. در نماز جمعهى هر
هفته
دلهاى نمازگزار و متوجه به خداوند متعال باید این حقیقت را، این معناى
شگفتانگیز
را با خود مرور كند؛ تقوا را به خود تلقین كند.
این روزها از یك طرف به ایام ولادت
باسعادت
صدیقهى كبرا فاطمهى زهرا
(سلام اللَّه علیها) متصل و مربوط است، و از یك طرف به ایام مغتنم و ذى
قیمت ماه
رجب؛ وقت ذكر است، وقت دعاست، وقت توجه است. این آیهاى كه من تلاوت كردم،
به
مؤمنان بشارت میدهد و نزول سكینهى الهى را یادآورى میكند. سكینه یعنى
آرامش در
مقابل تلاطمهاى گوناگون روحى و اجتماعى. این آیه مربوط به حدیبیه است. در
ماجراى
حركت پیامبر اكرم از مدینه به سمت مكه با چند صد نفر از یاران و اصحاب خود
به قصد
عمره - در سال ششم از هجرت - حوادثى پیش آمد كه از چند جهت موجب طوفانى شدن
دلهاى
مؤمنان بود. از یك طرف، دشمنان با نیروى مجهزى آنها را محاصره كرده بودند؛
اینها
از مدینه دور بودند - حدیبیه نزدیك مكه است - نیروهاى دشمن متكى به عقبهى
مكه
بودند، نیرو داشتند، سلاح داشتند، جمعیت زیاد داشتند؛ این یك طرف قضیه بود
كه موجب
اضطراب میشد، موجب تشویش براى بسیارى از مؤمنین میشد؛ از طرف دیگر، پیغمبر
اكرم بر
طبق آن سیاست عظیم مكتوم الهى - كه بعد براى همه آشكار شد - در مقابل
كفارى كه آمده بودند در مقابل او، در مواردى كوتاه آمد؛ گفتند اسم «رحمان و
رحیم»
را، «بسم اللَّه»، را از این نوشته حذف كنید، پیغمبر قبول كرد؛ و چند مسئله
از این
قبیل پبش آمد. این هم
دلهائى را مشوش كرد، مضطرب كرد، به تردید انداخت.
در یك چنین مواردى كه این
اضطرابهاى گوناگون -
چه به لحاظ مسائل شخصى،
چه به لحاظ مسائل اجتماعى - براى مؤمنینِ به اسلام پیش مىآید، اینجا باید
منتظر
سكینهى الهى بود؛ آنوقت میفرماید: «هو الّذى انزل السّكینة فى قلوب
المؤمنین»؛ خدا دلها را قرص كرد، آرامش به آنها داد، آنها را از تلاطمهاى
روحى
برحذر و بركنار داشت و مسلمانها از لحاظ روانى، به خاطر این آرامشى كه خدا
به آنها
داد، آسوده شدند. آنوقت نتیجهى این سكینهى الهى و آرامش روحى این میشود
كه:
«لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم»؛ آنوقت بذر ایمان در دل آنها عمیقتر میروید،
نور
ایمان دل آنها را بیشتر روشن میكند؛ ایمان آنها عمیقتر میشود. این است كه
براى یك
مجموعهى مسلمان، مجموعهى مؤمن مهم است كه به خدا حسن ظن داشته باشد،
بداند كه
خدا كمككار اوست، بداند كه خدا پشت سر رهپویان راه حق است. وقتى دلها قرص
شد،
گامها هم محكم میشود؛ وقتى گامها استوار شد، راه بهآسانى طى میشود، به هدف
نزدیك
میشود.
همیشه دشمنان اسلام خواستهاند دل
مسلمانان را
مشوش و مضطرب كنند. در
طول تاریخ اسلام موارد زیادى پیش آمده است، قبل از اسلام هم در مورد
حركتهاى عظیم
جهادى پیامبران قبل از نبى مكرم، مؤمنینى كه توانستند ایمان خودشان را
استوار نگه
دارند، آرامش روحى پیدا كردند. این آرامش روحى حركات آنها را در اختیار جهت
ایمانى
قرار داد؛ مشوش نشدند، مضطرب نشدند، راه را گم نكردند؛ چون در حال تشویش و
اضطراب،
پیدا كردن راه درست دشوار میشود. انسانى كه از آرامش روحى برخوردار است،
درست فكر
میكند، درست تصمیم میگیرد، درست حركت میكند. اینها نشانههاى رحمت الهى است.
امروز جامعهى انقلابى ما، مردم
مؤمن ما، نیاز
به این دارند كه این
آرامش را، این سكینه را، این طمأنینه و وقار را در خودشان هرچه بیشتر به
وجود
بیاورند. «الا بذكر اللَّه تطمئن القلوب».(2) یاد خداست كه دلها را در
ماجراهاى طوفانى دنیا و زندگى حفظ میكند. یاد خدا را مغتنم بشمارید. ایام
ماه رجب
- همانطور كه گفتیم - نزدیك است. دعاهاى ماه رجب یك دریائى از معرفت است.
در دعا
فقط این نیست كه انسان دل را به خدا نزدیك میكند؛ این هست، فراگیرى هم هست.
در دعا
هم تعلیم است، هم تزكیه هست. دعا هم ذهن را - این دعاهاى مأثور از ائمه
(علیهمالسّلام)
- روشن میكند، حقایقى را، معارفى را به ما مىآموزد كه در زندگى به آنها
نیاز
داریم، و هم دل را متوجه به خدا میكند. ذكر الهى را خیلى باید مغتنم
بشمرید. همین
نماز جمعهى شما مصداق ذكر الهى است. «فاسعوا الى ذكر اللَّه».(3) در اینجا
آنچه
بر دل شما، بر زبان شما، بر حركات شما باید غالب باشد، یاد خداست. دل به
یاد خدا،
زبان متذكر به نام مقدس پروردگار، حركات دست و پا و جسم هم حركاتى در جهت
یاد
پروردگار و اطاعت اوامر الهى. این چیزى كه مورد نیاز یكایك ماست، همین است.
من به شما عرض بكنم از اول انقلاب
تا امروز -
كه سى سال میگذرد - در
حوادث گوناگون، حوادثى كه بعضى از آنها میتوانست یك ملت را، یك نظام را از
جا
بكند، میتوانست یك كشور را دچار دریاى طوفانىاى بكند كه ندانند چه میكنند و
چه
باید بكنند - همین طور كه مىبینیم در بعضى از كشورهاى همسایهىمان - براى
این
كشور پیش آمد، اما این كشتى استوار كه متكى به ایمانهاى شما، به ارادهى
شما، به
دل نورانى شما به ذكر خدا متكى بود، در این طوفانهاى گوناگون اندكاضطرابى
پیدا
نكرد. این نشانهى رحمت
الهى است؛ این نشانهى تفضلات خداوند به شما ملت عزیز
است.
مشمول تفضلات الهى شدن یك مسئله
است، حفظ
تفضلات و رحمت الهى یك
مسئلهى دیگر است. مبادا به خودمان مغرور بشویم؛ مبادا وقتى دست كمك
پروردگار را
كه مىبینیم، بگوئیم: «ما كه مورد توجه پروردگار هستیم» و از وظائفمان غفلت
كنیم؛
مبادا یاد خدا از دلها برود. بخصوص به شما جوانهاى عزیز در سراسر
كشور و هر جا كه هستید عرض میكنم: جوانها! این دلهاى پاك را، این دلهاى
نورانى را، این دلهاى نرم را مغتنم بشمرید؛ آنها را با یاد پروردگار سیراب
كنید؛
آنها را از ذكر خدا لبریز كنید، كه خداى متعال توجهاتش را و رحمتش را بر
این ملت
مستدام خواهد كرد. و شما بدانید - من امروز عرض میكنم - آنجورى كه من دارم
مىبینم
این ملت را و آنجورى كه مطلعم از تاریخ گذشتگان خودمان در این كشور و در
دیگر
كشورها، من مطمئنم و یقین دارم این ملت به توفیق الهى، به حول و قوهى
الهى، به
تمام اهداف بلند خود دست خواهد یافت.
این فضاى معنوىِ جامعه را قدر
بدانید، مبادا
هیجانهاى سیاسى ما را از
خدا غافل كند؛ مبادا بگومگوهاى گوناگونى كه در یك كشور پیش مىآید - كه در
میان یك
ملت آزاد یك امر طبیعى است - ما را غافل كند، ندانیم به كجا میخواهیم
برویم،
ندانیم چه جور میخواهیم برویم. این انقلاب از اول بر پایهى ایمانهاى
پاك و صادق استوار شد و ادامهى این راه هم بر همین پایهى استوار قرار
خواهد داشت.
با وجود این همه عوامل انحراف،
بحمداللَّه ملت
ما مؤمنند، خدادوستند،
دینشناسند، به معنویت علاقهمندند. امروز جوانها در دنیائى كه مادیگرى بر
آن حاكم
است، غرق در حیرت و آشفتگىاند؛ دورى از معنویت آنها را دچار آشگفتى كرده
است؛
نمیدانند چه بكنند؛ متفكرانشان هم ماندهاند؛ و بعضى از آنها فهمیدهاند كه
راه
اصلاح كارهایشان مراجعه به معنویت است. ولى چه جور میتوانند معنویت از
دسترفته
را، معنویتى را كه دو قرن است در كشورهاى غربى دائماً با وسائل گوناگون
كوبیده شده
است، میخواهند برگردانند؛ كار آسانى نیست. اما ملت ما اینجور نیست. ملت ما
در این
مجراى عظیم معنویت حركت كرد، با معنویت توانست یك انقلابِ با این عظمت را
به
پیروزى برساند، با معنویت توانست در این دنیاى مادى یك نظام اسلامى را كه
متكى به
معنویت است، برافرازد، پایههاى آن را محكم كند و آن را در مقابل تهاجمها و
طوفانهاى گوناگون حفظ كند. ملت ما یك جنگ هشت سالهى تحمیلى را با تكیهى
به همین
معنویت توانست با سرافرازى و پیروزى طى كند. امروز هم جوانهاى ما اكثراً
جوانهاى
مؤمن و معنوى هستند.
حتّى آن كسانى كه بظاهر گرایش معنوى در سیماى
آنها نیست،
انسان در مواقع حساس مىبیند دلهایشان متوجه خداست. بارها من عرض كردهام
كه در
این شبهاى قدر، در این روزهاى اعتكاف، در این مراسم نماز عید فطر، چه
افرادى، چه
اشخاصى كه انسان گمان نمیكند، دلهایشان را متوجه خدا میكنند.
پروردگارا ! تو را به قرآن سوگند
میدهیم، تو را
به ائمهى هدى
(علیهمالسّلام) و نبى مكرم سوگند میدهیم دلهاى ما را از معنویت بیش از پیش
انباشته بفرما. پروردگارا ! دست ما را از قرآن و از اهل بیت كوتاه مكن.
پروردگارا
! تقوا و ایمان و سكینهى الهى را بر دلهاى این ملت بزرگ نازل كن.
پروردگارا ! این
ملت مقتدر و مظلوم را در مقابل دشمنانش به پیروزى برسان. پروردگارا ! دلهاى
ما را
متوجه به خود نگه دار.
پروردگارا ! آنچه میگوئیم، آنچه میكنیم، براى
خودت و در
راه خودت قرار بده؛ و از ما قبول بفرما. پروردگارا ! سلام ما را به پیشگاه
ولىات
و حجتت و عبد صالحت حضرت بقیةاللَّه (ارواحنا فداه) برسان؛ دعاى آن بزرگوار
را در
حق ما مستجاب بفرما.
بسماللَّهالرّحمنالرّحیم
و العصر. انّ الانسان لفى خسر. الّا الّذین
امنوا و عملوا
الصّالحات و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.(4)
